شراب شورانگیزم!

سرد روحبخش سحر

آفتاب آمده و نیامده

چوبهای نیمه سوخته در تنور

قوری چای روی خاکستر داغ

همه دل انگیز است

من اما

تو را می نوشم...

بهار نو مبارک!

سال یک هزار و سیصد و نود هم تموم شد. یک سال دیگه از عمر ما هم گذشت. می خواستم قبل از تحویل سال نو این پست رو اینجا بذارم که با توجه به اینکه مهربان همسر رفته بودن دوره و کلی هم کار متفرقه پیش اومد دیگه نشد! خوب تو سال گذشته اتفاقات زیادی افتاده، مثل هر سال البته ولی مهم ترینش اضافه شدن یه فرشته به جمع دو نفره ما بود. یه موجود دوست داشتنی که زندگی ما رو به کلی تغییر داده. تو سال گذشته البته وقت هایی هم بوده که غصه خوردم یا ناراحت شدم از دست خودم یا آدمای دیگه یا اتفاقاتی، ضمن اینکه احتمالا یه کسانی هم از دست من رنجیدن. خوب، خودم سعی می کنم ناراحتی ها رو به سال بعد نکشونم چرا که بار اتفاقات جدید خارج از ارادم میتونه به اندازه کافی سنگین و ناراحت کننده باشه بنابراین بهتره خودم چیزی بهشون اضافه نکنم، هر چند این به معنی فراموش کردن نیست فقط یه جور گذر از مساله هست. اسم این گذر رو ممکنه بعضی ها بذارن بخشش که به نظرم در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمی کنه. به هر حال امیدوارم که کسی از من ناراحتی به دل نداشته باشه و اگرهم اینطور نیست بتونه من رو ببخشه، و این چیزی هست که من هم سعی می کنم بهش عمل کنم! امیدوارم سال نو پر از شادی و سلامتی باشه برای دوستان و تو سال جدید خوبی به ما یا ما به خوبی نزدیک تر بشیم:) نوروزتان پیروز!

لمپنیزم (لمپنیسم)

به اتفاق همسران عزیز نشسته ایم و گپ می زنیم. از اینکه خیلی با فامیل ارتباطی نداره٬ اینکه خانواده خودش این گوشه و آن گوشه دنیا ساکن اند و خانواده همسر هم: نیست که خودشون چند تا هستن٬ همش تو خودشون می لو... فعل جمله اش از اون افعالی هست که به یاد ندارم کسی ازش در گفتگوی مؤدبانه استفاده کرده باشه٬ اما آنقدر راحت از اون استفاده می کنه که انگار نمی دونه می تونه توهین تلقی بشه. استفاده از این دست کلمات می تونه به دلیل نا آگاهی فرد از معنی یا بار معناییشون باشه(کم بودن سواد ادبی) یا اینکه به علت استفاده مکرر در محاورات روزمره احساس ناخوشایندی از کاربرد کلمه به اونا دست نمی ده و در بدبینانه ترین حالت هم در کاربرد کلمه عمد وجود داره که در دو حالت اخیر به شخصه ترجیح می دم با آدمی از این دست روابط محدودی داشته باشم. البته این به معنای اون نیست که از همه آدم ها توقع داشته باشم در هر شرایطی خیلی مؤدب باشن٬ بیشتر استفاده مکرر و روزمره از الفاظ زشت و ناخوشایند در نظر هست و اینکه چقدر آدما در توصیف غایبین جانب ادب و احترام رو نگه می دارن چرا که برای چنین آدمایی در یه محاوره دیگه با آدمای دیگه من غایب ماجرا خواهم بود. یه حساب دو دوتا چارتاست. درست مثل غیبت کردن هست٬ به آدمی که غیبت یه آدم دیگه رو پیش شما می کنه اعتماد نکنین٬ به خصوص وقتی درجه صمیمیت غایب و شما با متکلم به یک اندازه هست! این یکی هم البته بحث مفصلی هست که شاید بعدتر راجع بهش بیشتر نوشتم.

جنایت!

- به نظر من اگر مادری بچه اش رو تو مهد کودک بذاره٬ در حق بچه جنایت کرده. اگه کسی بخواد بچه دار بشه نباید کار کنه.

- نمیشه اینطور گفت٬ جنایت که نیست. ضمن این که اون مدتی که بچه نیاز دائم داره به مادر٬ رو میشه مرخصی گرفت کمااینکه تقریبا همه جا اینطور هست و ۶ ماه به خانوما مرخصی میدن.

- نه٬ من میگم اصلا نباید مادر بره سر کار٬ تا زمانی که بچه میره مدرسه٬ مادر باید تو خونه بمونه و ازش نگهداری کنه.

- خوب اینجوری که مادر بعد از اون ۵-۶ سال نمی تونه دیگه بره سر کار. ۵ سال از کار و مسائل روز عقب موندن باعث می شه آدم موقعیت کاریش رو از دست بده.

- خوب اصلا نره سر کار٬ آدم می تونه کمتر بپوشه و یه کمی سخت تر زندگی کنه ولی در عوض پیش بچه اش باشه.

- آخه مساله فقط مادیات نیست که٬ خود اون مادر هم زندگی اجتماعی داره٬ نمیشه که به خاطر بچه همه چیز رو ول کنه.

- اون مادری که به کار کردن بیشتر از بچه اهمیت میده٬ بچه رو واسه خودخواهی خودش می خواد. اون اصلا مادر نیست. اگه کسی اینجوری فکر می کنه همون بهتر بره از پرورشگاه یه بچه بیاره بزرگ کنه.

- خوب اگه کار کردن به بچه ضرر می زنه چه بچه خود آدم باشه٬ چه بچه پرورشگاهی که البته من فکر نمی کنم ضربه ای بزنه. ضمن اینکه موضوع٬ به کار اهمیت بیشتر دادن نیست٬ موضوع اینه که آدم ها همه یه زندگی اجتماعی دارن و یه زندگی شخصی. نمیشه زندگی اجتماعی رو فدای بخش خصوصی کرد و بالعکس. آخر همه اینا هم من فکر می کنم همه آدما وقتی بچه دار می شن خودشون حس می کنن٬ دوست دارن بچه دار شن بعد بچه دار می شن یعنی واسه دل خودشون بچه دار می شن. گمون نکنم کسی باشه که بگه یه بچه به دنیا بیاریم واسه خاطر خودش که حال داده باشن بهش مثلا.

- من که خودم هر دوتا بچه هام ناخواسته بودن. ولی بازم می گم هر زنی که بچه داره باید بشینه تو خونه بچه اش رو بزرگ کنه در غیر اینصورت جنایت کرده.

- نمیشه مطلق حرف زد.

- نه به نظر من جنایته.

- خوب شاید من چون هنوز بچه ندارم٬ نمی تونم درست قضاوت کنم ولی به هر حال نمیشه خیلی مطلق حرف زد. 

نوروز

سلام

سال نو مبارک

روز زن

سلام

روز جهانی زن مبارک! تبریک به همه زنان و مردانی که همدیگر را و زندگی را دوست دارند.

نوروز مبارک

شو پنجره بگشا که نسیم است و نوید است

رو خار غم از دل بکن ای دوست که نوروز

                                 هنگام درخشیدن گل های امید است.

سلام. اونهایی که من رو میشناسن با تاخیرات من آشنا هستن! ولی خدایی من امروز اولین روز در سال ۸۷ هست که به اینترنت دسترسی پیدا کردم! تعجب نکنید لطفا. ما داریم تو مالزی ماه عسلمون رو میگذرونیم! جاتون خالی هوا به شدت شرجیه و فقط وجود مهربان همسره که رطوبت هوا رو قابل تحمل میکنه.

در هر حال امیدوارم سال جدید سالی پر از شادی و سلامتی برای همه دوستام و  همه ایرانی ها باشه.                     

روز زن مبارک

سلام

با سه روز تاخیر روز جهانی زن مبارک! داستان به تاخیر افتادنش مفصله ولی به هر صورت مهم نفس قضیه هست. اعتماد به نفسو حال می کنید!

سلام

سلام به همه دوستای عزیزم. راستش خیلی وقت بود می خواستم برای خانم ها مطالبی رو جمع کنم ولی نمی دونستم چطور اینکارو بکنم(یه سری اطلاعات که براشون مفید باشه مثل بیماری های خاص خانوم ها و حقوق قانونی اونها). فکر کرده بودم میشه تو مدارس یه کارایی کرد(آموزش به بچه های دبیرستانی) بعد دیدم خیلی کار سختی هست بنابراین یه راه ساده تر پیدا کردم! خواهش می کنم اگه موضوعی هست که فکر می کنید ممکنه برای بقیه هم جالب باشه حتما بنویسیدممنون میشم!